تبليغاتX
Mلیدی
سی ام اردیبهشت 1388
ترانه حلزون هائی که به خاک سپاری می روند
دو حلزون

به خاکسپاری برگی خشکیده می روند

صدفی سیاه دارند

و نواری سیاه به دور شاخک هایشان

شب هنگام می روند

یک شب زیبای پائیز

ولی افسوس زمانی می رسند

که دیگر بهار شده

و برگ های خشکیده

دوباره جان یافته اند

دو حلزون

بسیار دلسرد می شوند...


ژاک پره ور


+ نوشته شده در 5 PM توسط لیدی M
بیست و نهم اردیبهشت 1388
انزوا
پاسکال:" تمامی بدبختی آدمی فقط از یک چیز ناشی می شود: این که او ناتوان از آرام و قرار گرفتن در اتاقش است."


"سین ویژگی مهمی داشت: هرگز از کسی تقاضای چیزی نمی کرد. منتظر می شد تا دنیا به سمتش بیاید و به نجاتش از راه شانس اعتماد می کرد. دیر یا زود باید کسی پیدا می شد، همسر سابقش، یکی از پسر هایش، یک دوست. حتی آن زمان هم او تقاضا نمی کرد. اما پاسخ رد هم نمی داد."


اختراع انزوا/ پل استر/ بابک تبرائی

+ نوشته شده در 3 PM توسط لیدی M
بیست و ششم اردیبهشت 1388
انزوا

این بزرگترین مشکل یونس بود. اگر او پیام خدا را به زبان می راند و به اهالی نینوا می گفت که آنها به خاطر شرارت شان ظرف چهل روز نابود خواهند شد، مطمئن بود که آنها توبه می کنند و در نتیجه بخشوده می شوند. زیرا او می دانست که خدا "رحیم و دیر غضب و کثیر احسان" است.

و اگر مردم نینوا عفو می شدند، آیا آن وقت نبوت یونس کاذب نمی بود؟ پس در دل کتاب (مقدس) پارادوکسی هست: نبوت تنها در صورتی حقیقی می ماند که او حرف نزند. اما آن وقت هم مسلما نبوتی در کار نخواهد بود، و یونس دیگر پیامبر محسوب نمی شود. اما اصلا پیامبر نبودن بهتر از پیامبر کاذب بودن است.

برای همین بود که یونس زبان نگه می داشت. برای همین بود که یونس از حضور خداوند فرار کرد و تقدیر کشتی شکستگی برایش رقم خورد. یا که باید گفت، کشتی شکستگی فردی.

 

اختراع انزوا/پل استر/بابک تبرائی

+ نوشته شده در 9 AM توسط لیدی M