تبليغاتX
Mلیدی
سی و یکم اردیبهشت 1386
پستی برای جلب بازدید کنندگان عزیز
محسن نامجو را که در گوگل فارسی سرچ کنید این یکی از عکسهاست البته به اضافه عکسی از کامران و هومن و عکسی از یک خانم بی ربط

نامجو

نامجو+دانلود

نامجو+زلف

نامجو+سه راه آذری

نامجو+نوبهاری

محسن نامجو

نامجو+بگو بگو

نامجو+خواننده

نامجو+ترانه سرا

نامجو+نابغه

نامجو+انیشتن

نامجو+پرفسور حسابی

نامجو+اینجا

نامجو+آنجا

نامجو+همه جا(در خواندنش مودب باشید)

بگذارید محسن نامجو نفسی بکشد

در پایان به محسن نامجو عزیز ارادت داریم

 

پ.ن: شما را به خدا یک نگاهی به آمارگیر خواب بزرگ بیاندازید ببینید با همین کلمه جادویی چه بروبیایی به هم زده...

+ نوشته شده در 11 AM توسط مهرناز مصباح
بیست و هفتم اردیبهشت 1386
من گل شده‌ام
LS Lowry

من دانه شدم

خاک مرا پنهان کرد
تو قطره شدی
ابر تو را باران کرد

من تشنه شدم
تو نم نمک باریدی
من سبز شدم
تا تو مرا بوسیدی

من پر شدم از جوانه
جانم دادی
من غنچه شدم
تمام صحرا شادی

تو چشمه شدی
به سوی صحرا رفتی
با همسفران خود
به دریا رفتی

من گل شده‌ام
باد مرا خواهد برد
یا بره کوچکی
مرا خواهد خورد

مهری تعقلی 12 ساله از تهران

+ نوشته شده در 3 PM توسط مهرناز مصباح
بیست و پنجم اردیبهشت 1386
waiting for the miracle

دوست دارم وقتی کامنتهام رو باز می‌کنم یه چیز عجیب و غریب توشون باشه یه چیزی که نمی‌دونم چیه
امروز این اتفاق افتاد وقتی کامنت گیوتین عزیز رو باز کردم با اون ترانه عجیب که از کلماتش چیزی سر در نیاوردم اما اونقدر شادی عجیبی توش بود که برای یکی از معدود بارهای زندگیم احساس کردم هنوز احساسهایی تو زندگی هست که من چیزی ازشون نمی‌دونم. اما می‌دونم که این اتفاق ممکنه که دیگه هیچوقت تکرار نشه.
همیشه دوست دارم وقتی سروش از بیرون میاد یه چیز خیلی خوشمزه خریده باشه که نمی‌دونم چیه یه چیزی که تا حالا نخوردم و نمی‌دونم چیه و می‌دونم ممکنه  هیچوقت هم نخورم
همیشه دوست داشتم یه اتفاق عجیب و غریب تو زندگیم بیفته اتفاقی که نمی‌دونم چیه اما همه چیز رو کن فیکن می‌کنه. اما می‌دونم ممکنه  هیچوقت چنین اتفاقی نیفته
خوب که به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم یکی دوباراز این اتفاقها افتاده اما تا اومدم به خودم بجنبم با واقعیت قاطی شده و گمشون کردم. می‌دونم ممکنه دیگه هیچوقت چنین اتفاقی نیفته. فقط بعضی وقتها تو خوابهام تجربشون می‌کنم.معلوم نیست اگه یه روز از زندگی راضی باشم زندگی چه شکلی شده...
می‌گن طرف خودش هم نمی‌دونه چی می‌خواد حکایت منه.

I've been waiting
I've been waiting night and day
I waited half my life away
for the miracle to come
waiting for the miracle
...nothing left to do
 

+ نوشته شده در 0 AM توسط مهرناز مصباح
بیست و سوم اردیبهشت 1386
...
نظرتون راجع به آدمایی که 12 ساعت یا 14 ساعت یا 16 ساعت یا بیشتر در روز می‌خوابند چیه؟
+ نوشته شده در 9 PM توسط مهرناز مصباح
بیست و یکم اردیبهشت 1386
به شکست هایمان عادت کرده ایم
یک محافظه کار دیگر در غرب دموکرات پیروز شد. از فرانسوی های روشنفکر بعید بود. امریکایی ها را گفتیم گاو چرانند. فرانسوی ها دیگر چرا ؟
مردی یا زنی از خویش برون آید و کاری بکند، ور نه با آغوش باز منتظر باخت های بعدی مان هستیم.
+ نوشته شده در 12 PM توسط مهرناز مصباح
بیست و یکم اردیبهشت 1386
اول
...این اول قصه است
+ نوشته شده در 12 PM توسط مهرناز مصباح